فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کسی را خواستگاری کردن

تأییدنشده

freien فعل

فعل

  • کسی را خواستگاری کردنکِسی را خواستِگاری کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ freien

فعل

تلفظ
[ˈfʁaɪ̯ən]
همهٔ صورت‌ها
  • gefreitparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • freiendمعلوم، participle، حال
  • gefreitparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • freiمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • freieمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • freitمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • freieمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • freieمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • freistمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • freiestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • freitمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • freieمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • freitمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • freietمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • freiteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • freiteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • freitestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • freitestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • freiteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • freiteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • freitenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • freitenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • freitetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • freitetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • freitenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • freitenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Eine echte Demokratie erlaubt eine freie Rede.

یک دموکراسی حقیقی، آزادی بیان را مجاز می‌کند.

Was machen Sie gerne in Ihrer freien Zeit?

شما در وقت آزاد خود چه کاری انجام می دهید؟

Existiert der freie Wille?

آیا اراده آزاد وجود دارد؟

in der neuen Woche ergaben sich 2 freie Tage

هفتهٔ جدید دو روز تعطیلی افتاده است

den Tränen freien Lauf lassen

گریه را سر دادن

in der neuen Woche ergaben sich 2 freie Tage

هفته ی جدید دو روز تعطیلی افتاده است

freie Entfaltung der Persönlichkeit

رشد آزاد شخصیت

damit sie uns den freien Tag verderben

برای اینکه روز تعطیل مارا زهر مار کنند

Recht auf freie Berufswahl

حق اختیارات شغل

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1785476), cojiluc (fa #6934805), tatoeba.org
  2. ۲: Zaghawa (de #2631140), reto (fa #3629447), tatoeba.org
  3. ۳: scholarmed (de #10304015), GaryGaryGary (fa #10527324), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
منابع و مجوزها