فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پرسیدن

porsidan[pʰoɹ.siː.d̪ǽn]

fragen فعل

فعل

  • پرسیدنporsidanپُرسیدَن[pʰoɹ.siː.d̪ǽn](request an answer)(eine Frage stellen)
  • سؤال کردنso'âl kardanسؤال کَردَن[so.ʔɒːl̥ kʰʲæɹ.d̪æn](ask questions of)(request an answer)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پرسش کردنپُرسِش کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ fragen

فعل

تلفظ
[ˈfʁaːɡn̩], [ˈfʁaːɡŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gefragtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • fragendمعلوم، participle، حال، regular
  • gefragtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، regular
  • fragمعلوم، وجه امری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • frageمعلوم، وجه امری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • fragtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • fragetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • frageمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، regular، مفرد
  • frageمعلوم، اول‌شخص، حال، regular، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fragstمعلوم، وجه اخباری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • fragestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • fragestمعلوم، حال، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fragtمعلوم، وجه اخباری، حال، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • fragetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • frageمعلوم، حال، regular، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fragtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • fragetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، regular، دوم‌شخص
  • fragetمعلوم، جمع، حال، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • fragteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد
  • frageteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد
  • fragteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • frageteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fragtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • fragetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد
  • fragtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fragetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، regular، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fragteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • frageteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، سوم‌شخص
  • fragteمعلوم، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • frageteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، regular، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • fragtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular
  • fragetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular
  • fragtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم
  • fragetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم
  • fragtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص
  • fragetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص
  • fragtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • fragetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • fragtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، سوم‌شخص
  • fragetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، سوم‌شخص
  • fragtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • fragetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، regular، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • fragendمعلوم، irregular، participle، حال
  • gefragtirregular، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • fragمعلوم، وجه امری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • frageمعلوم، وجه امری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fragtمعلوم، وجه امری، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص
  • frageمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد
  • frageمعلوم، اول‌شخص، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • frägstمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fragestمعلوم، irregular، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • frägtمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • frageمعلوم، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fragtمعلوم، وجه اخباری، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fragetمعلوم، irregular، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • frugمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • frügeمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • frugstمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • frügestمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • frügstمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • frugمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • frügeمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • frugenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع
  • frügenمعلوم، اول‌شخص، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • frugtمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • frügetمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • frügtمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • frugenمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • frügenمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Blumen blühen, auch wenn keiner zuschaut. Bäume tragen Früchte, ohne zu fragen, wer sie isst.

گلها می‌شکفند، حتی وقتی هیچکس تماشا نمی‌کند. درختان میوه می‌دهند، بدون پرسیدن اینکه چه کسی آنها را می‌خورد.

Klug zu fragen ist schwieriger, als klug zu antworten.

هوشمندانه سؤال کردن سختتر از هوشمندانه جواب دادن است.

Zögere nicht zu fragen!

در سوال پرسیدن تعارف نکن.

Wer nicht fragt, bekommt keine Antwort.

آنکه سؤال نکند، هیچ پاسخی دریافت نمی‌کند.

Gib Tom, wonach er fragt.

چیزی که تام میخواد رو بهش بده.

Klug fragen können ist die halbe Weisheit.

زیرکانه سؤال کردن نصف دانایی است.

Es ist leichter für den Esel, zu fragen, als für den Weisen, zu antworten.

پرسیدن برای خر آسانتر از پاسخ دادن برای عالمان است.

Ich frage mich, warum ich so schläfrig bin.

من از خود می‌پرسم چرا اینچنین خواب آلود هستم.

Ich frage mich, ob es morgen regnen wird.

من از خود می‌پرسم، آیا فردا باران خواهد آمد.

Journalisten sind Leute, die fragen, ohne Antworten zu bekommen. Politiker sind Leute, die antworten, ohne gefragt zu sein.

روزنامه‌نگاران افرادی هستند که سؤال می‌کنند بدون اینکه جوابی دریافت کنند. سیاستمداران افرادی هستند که جواب می‌دهند بدون آنکه مورد سؤال قرار گیرند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2399460), cojiluc (fa #8190431), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #4967316), cojiluc (fa #8158082), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #2271078), cojiluc (fa #6967397), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1912531), cojiluc (fa #8158036), tatoeba.org
  5. ۵: Felixjp (de #6644885), Suroosh (fa #11791773), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1564814), cojiluc (fa #8287075), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #5155486), cojiluc (fa #8175886), tatoeba.org
  8. ۸: bonny37 (de #5267513), cojiluc (fa #7295136), tatoeba.org
  9. ۹: MUIRIEL (de #344614), cojiluc (fa #10780426), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #2315343), cojiluc (fa #7487086), tatoeba.org
منابع و مجوزها