فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دوام آوردن

تأییدنشده

davâm âvardan[d̪æ.vɒ́ːm ʔɒː.væɹ.d̪æn]

fortdauern فعل

فعل

  • دوام آوردنdavâm âvardanدَوام آوَردَن[d̪æ.vɒ́ːm ʔɒː.væɹ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ fortdauern

فعل

تلفظ
[ˈfɔʁtˌdaʊ̯ɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • fortgedauertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • fortzudauernمعلوم، extended، مصدر
  • fortdauerndمعلوم، participle، حال
  • fortgedauertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • dauer fortمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dauere fortمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • daure fortمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dauert fortمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • dauer fortمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • dauere fortمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • daure fortمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • dauere fortمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • daure fortمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fortdauerمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • fortdauereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • fortdaureمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • fortdauereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fortdaureمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • dauerst fortمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • dauerst fortمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fortdauerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • fortdauerstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • dauert fortمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • dauere fortمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • daure fortمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fortdauertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fortdauereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fortdaureمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • dauern fortمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • dauern fortمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • dauert fortمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • dauert fortمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • fortdauertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • fortdauertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • dauern fortمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • dauern fortمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • dauerte fortمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • dauerte fortمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fortdauerteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • fortdauerteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • dauertest fortمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • dauertest fortمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fortdauertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • fortdauertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • dauerte fortمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • dauerte fortمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • fortdauerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fortdauerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • dauerten fortمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • dauerten fortمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • fortdauertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • fortdauertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • dauertet fortمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • dauertet fortمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • fortdauertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • fortdauertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • dauerten fortمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • dauerten fortمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • fortdauertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fortdauertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها