رفتن به محتواتحقیق کردن
تأییدنشده
forschen فعل
فعل
- تحقیق کردنتَحقیق کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- پژوهیدنpežuhidan[pʰe.ʒuː.ɦiː.d̪ǽn][pʰæ.ʒuː.ɦiː.d̪ǽn](to examine with continued care)تأییدنشده
دستور زبانِ forschen
فعل
- تلفظ
- [ˈfɔʁʃn̩]
همهٔ صورتها
- geforschtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- forschendمعلوم، participle، حال
- geforschtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- forschمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- forscheمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- forschtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- forscheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- forscheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- forschstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- forschtمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- forschestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- forschtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- forscheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- forschtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- forschetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- forschteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- forschteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- forschtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- forschtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- forschteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- forschteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- forschtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- forschtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- forschtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- forschtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- forschtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- forschtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
sie graben und forschen
آنها کند و کاو میکنند
sie forschen zu wenig
آنها فاقد پویائی هستند
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
- ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها