فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

متشکل کردن

تأییدنشده

formieren فعل

فعل

  • متشکل کردنمُتَشَکِل کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ formieren

فعل

تلفظ
[fɔʁˈmiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • formiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • formierenمعلوم، مصدر، حال
  • formierendمعلوم، participle، حال
  • formiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • formierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • formiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • formiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • formieretمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • formiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • formiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • formierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • formierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • formiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • formieretمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • formiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • formierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • formierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • formiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • formieretمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • formieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • formierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • formierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • formierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • formiereteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • formierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • formiereteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • formiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • formieretestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • formiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • formieretestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • formierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • formiereteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • formierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • formiereteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • formiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • formieretenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • formiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • formieretenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • formiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • formieretetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • formiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • formieretetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • formiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • formieretenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • formiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • formieretenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها