رفتن به محتواکسی را خواب خرگوشی دادن
تأییدنشده
foppen فعل
فعل
- کسی را خواب خرگوشی دادنکِسی را خوابِ خَرگوشی دادَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- کسی را دست انداختنکِسی را دَست اَنداختَنتأییدنشده
- کلاه گذاشتن به سر کسیکُلاه گُذاشتَن به سَرِ کِسیتأییدنشده
دستور زبانِ foppen
فعل
- تلفظ
- [ˈfɔpn̩]
همهٔ صورتها
- gefopptparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- foppendمعلوم، participle، حال
- gefopptparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- foppمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- foppeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- fopptمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- foppeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- foppeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- foppstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- foppestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- fopptمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- foppeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- fopptمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- foppetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- foppteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- foppteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- fopptestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- fopptestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- foppteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- foppteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- fopptenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- fopptenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- fopptetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- fopptetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- fopptenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- fopptenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها