فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کسی را خواب خرگوشی دادن

تأییدنشده

foppen فعل

فعل

  • کسی را خواب خرگوشی دادنکِسی را خوابِ خَرگوشی دادَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کسی را دست انداختنکِسی را دَست اَنداختَنتأییدنشده
  • کلاه گذاشتن به سر کسیکُلاه گُذاشتَن به سَرِ کِسیتأییدنشده

دستور زبانِ foppen

فعل

تلفظ
[ˈfɔpn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gefopptparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • foppendمعلوم، participle، حال
  • gefopptparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • foppمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • foppeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fopptمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • foppeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • foppeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • foppstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • foppestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fopptمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • foppeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fopptمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • foppetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • foppteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • foppteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fopptestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fopptestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • foppteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • foppteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • fopptenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • fopptenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • fopptetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fopptetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • fopptenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fopptenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها