فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شکنجه دادن

šekanje dâdan[ʃe.kʰʲæn.d͡ʒé d̪ɒː.d̪æn]

foltern فعل

فعل

  • شکنجه دادنšekanje dâdanشِکَنجه دادَن[ʃe.kʰʲæn.d͡ʒé d̪ɒː.d̪æn](to intentionally inflict unnecessary pain or suffering on helpless victims)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کسی را بر چهار میخ کشیدنکِسی را بَر چَهار میخ کِشیدَنتأییدنشده
  • شکنجه کردنšekanje kardanشِکَنجه کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ foltern

فعل

تلفظ
[ˈfɔltɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • gefoltertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • folterndمعلوم، participle، حال
  • gefoltertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • folterمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • foltereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • foltreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • foltertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • folterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • foltereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • foltreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • foltereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • foltreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • folterstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • folterstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • foltertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • foltereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • foltreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • foltertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • foltertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • folterteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • folterteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • foltertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • foltertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • folterteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • folterteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • foltertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • foltertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • foltertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • foltertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • foltertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • foltertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • folterestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • folteretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
  • foltrestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • foltretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها