فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دنبال کردن

donbâl kardan

folgen فعل

فعل

  • دنبال کردنdonbâl kardan(to go or come after in physical space)(to travel down a particular way or course of action)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بعد از چیزی آمدن(to go or come after in a sequence)تأییدنشده
  • حواس کسی به چیزی بودن(to understand)تأییدنشده
  • طبق چیزی عمل کردن(to carry out in accordance to)تأییدنشده
  • متابعت کردنمُتابِعَت کَردَن(to be a logical consequence of)کم‌کاربردتأییدنشده
  • تبعیت کردن(to be a logical consequence of)تأییدنشده
  • پیروی کردن(to be a logical consequence of)(to live one’s life according to)تأییدنشده

دستور زبانِ folgen

فعل

تلفظ
[ˈfɔlɡn̩], [ˈfɔlɡŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gefolgtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • folgendمعلوم، participle، حال
  • gefolgtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • folgمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • folgeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • folgtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • folgeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • folgeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • folgstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • folgestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • folgtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • folgeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • folgtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • folgetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • folgteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • folgteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • folgtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • folgtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • folgteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • folgteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • folgtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • folgtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • folgtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • folgtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • folgtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • folgtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wohin du auch immer gehst, werde ich dir folgen.

هر جا که بروی، من دنبالت می آیم.

Niederlagen folgen immer Erfolge.

شکست‌ها همیشه به موفقیت منجر می‌شوند.

Welch ein Segen ist es, gemeinsam unserem Stern zu folgen!

با هم ستارهٔ خودمان را دنبال کردن چه برکتیست!

Man kann seine Worte wie folgt zusammenfassen.

کلمات او را می‌توان به صورتی که در ادامه می‌آید خلاصه کرد.

Auf Sünde folgt Strafe.

کیفر به دنبال گناه می‌آید.

Die Kunst des Lebens liegt darin, den Mut zu haben, deinem Traum zu folgen.

هنر زندگی در این قرار دارد که شجاعت دنبال کردن رؤیایت را داشته باشی.

Die Nacht folgt immer dem Tag.

شب همیشه از پی روز می‌آید.

Die Fortsetzung folgt.

ادامه دارد.

Innovation ist der Unterschied zwischen einem der führt und einem der folgt.

نوآوری تفاوت بین کسیست که هدایت می‌کند و کسی که دنباله‌روی می‌کند.

Auf Trauer folgt Heiterkeit.

پس از غم شادی می‌آید.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Dejo (de #637037), mahdiye (fa #518697), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #11827888), cojiluc (fa #12238000), tatoeba.org
  3. ۳: al_ex_an_der (de #2962044), cojiluc (fa #10780558), tatoeba.org
  4. ۴: a_coder (de #4359655), cojiluc (fa #9696742), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #2163248), cojiluc (fa #7809300), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #5756615), cojiluc (fa #10765118), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #912903), cojiluc (fa #8265653), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #1250109), cojiluc (fa #6970484), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #8301286), cojiluc (fa #13194555), tatoeba.org
  10. ۱۰: Yorwba (de #12852512), cojiluc (fa #13122598), tatoeba.org
منابع و مجوزها