فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

متمرکز کردن

fokussieren فعل

فعل

  • متمرکز کردنمُتَمَرکِز کَردَن
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کانونی کردنکانونی کَردَنتأییدنشده
  • تمرکز کردنتأییدنشده
  • فوکوس کردنتأییدنشده
  • واضح کردنتأییدنشده

دستور زبانِ fokussieren

فعل

تلفظ
[fokʊˈsiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • fokussiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • fokussierendمعلوم، participle، حال
  • fokussiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • fokussierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fokussiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fokussiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fokussiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • fokussiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fokussierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fokussierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fokussiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • fokussiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fokussiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fokussieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • fokussierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • fokussierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fokussiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fokussiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fokussierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fokussierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • fokussiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • fokussiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • fokussiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fokussiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • fokussiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fokussiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Diese Abhandlung fokussiert neue Probleme der Psycholinguistik.

این رساله روی مسائل جدیدی از روانشناسی زبان متمرکز است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #1736334), cojiluc (fa #10766794), tatoeba.org
منابع و مجوزها