فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نوسان کردن

تأییدنشده

fluktuieren فعل

فعل

  • نوسان کردننَوَسان کَردَن(to vary irregularly; to swing)تأییدنشده

دستور زبانِ fluktuieren

فعل

تلفظ
[flʊktuˈiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • fluktuiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • fluktuierenمعلوم، مصدر، حال
  • fluktuierendمعلوم، participle، حال
  • fluktuiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • fluktuierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fluktuiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fluktuiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fluktuiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • fluktuiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fluktuierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fluktuierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fluktuiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • fluktuiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fluktuierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • fluktuierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • fluktuiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fluktuieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • fluktuierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • fluktuierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fluktuierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • fluktuierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fluktuiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fluktuiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fluktuierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fluktuierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • fluktuiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • fluktuiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • fluktuiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fluktuiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • fluktuiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fluktuiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها