فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پرواز کردن

parvâz kardan

fliegen فعل

فعل

  • پرواز کردنparvâz kardanپَرواز کَردَن(to travel through air)
  • پریدنparidanپَریدَن[pʰæ.ɹiː.d̪ǽn](to travel through air)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • رفتنraftan, roftanرَفتَن[ɹæf.t̪ʰǽn][ɹof.t̪ʰǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ fliegen

فعل

تلفظ
[ˈfliːɡn̩], [ˈfliːɡŋ̍]
همهٔ صورت‌ها
  • geflogenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • fliegendمعلوم، participle، حال
  • geflogenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • fliegمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fliegeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fliegtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fliegeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • fliegeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fliegstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fliegestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fliegtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • fliegeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fliegtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fliegetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • flogمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • flögeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • flogstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • flögestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • flögstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • flogمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • flögeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • flogenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • flögenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • flogtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • flögetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • flögtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • flogenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • flögenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Fahre nie schneller, als dein Schutzengel fliegen kann.

هرگز سریعتر از فرشتهٔ نجاتت نران.

Im Herbst fliegen die Zugvögel nach Süden.

در پاییز پرندگان مهاجر به جنوب پرواز می‌کنند.

Je höher du fliegst, desto härter wirst du fallen.

هر چه بالاتر پرواز کنی، به همان اندازه سخت‌تر سقوط می‌کنی.

Fliege nicht höher, als dich deine Flügel tragen.

بالاتر از تحمل بالهایت پرواز نکن.

Die Vögel, die zu viel Federn haben, fliegen nicht hoch.

پرندگانی که زیاد پر دارند، بالا پرواز نمی‌کنند.

Wenn ich Flügel hätte, flöge ich zu dir.

اگر بال داشتم، به سوی تو پرواز می‌کردم.

Auch ein Adler darf nicht zu hoch fliegen.

حتی یک عقاب نباید زیاد بالا پرواز کند.

Eine Schwalbe fliegt über das Dach.

یک پرستو روی بام پرواز می‌کند.

Staub bleibt Staub, und wenn er bis zum Himmel fliegt.

گرد و خاک گرد و خاک باقی می‌ماند، حتی اگر به آسمان پرواز کند.

Der Strauß hat Flügel, kann aber nicht fliegen.

شترمرغ بال دارد، اما نمی‌تواند پرواز کند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #4938619), cojiluc (fa #7526654), tatoeba.org
  2. ۲: al_ex_an_der (de #2389440), cojiluc (fa #10543575), tatoeba.org
  3. ۳: Espi (de #1197086), cojiluc (fa #7089279), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #5344082), cojiluc (fa #7298753), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #2151163), cojiluc (fa #7723333), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #991969), cojiluc (fa #8162704), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #5275295), cojiluc (fa #8139567), tatoeba.org
  8. ۸: felix63 (de #7007531), cojiluc (fa #10322698), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #1975650), cojiluc (fa #7228165), tatoeba.org
  10. ۱۰: jakov (de #544873), cojiluc (fa #8162723), tatoeba.org
منابع و مجوزها