فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

وصله کردن

تأییدنشده

flicken فعل

فعل

  • وصله کردنوَصله کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تعمیر کردنta'mir kardanتَعمیر کَردَن[t̪ʰæʔ.míːɹ kʰʲæɹ.d̪ǽn](to mend or repair)تأییدنشده
  • رفوگری کردنرُفوگَری کَردَن(ausbessern)تأییدنشده
  • درست کردنdorost kardanدُرُست کَردَن[d̪o.ɹost̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn](to mend or repair)(to physically repair (something that is damaged))تأییدنشده

دستور زبانِ flicken

فعل

تلفظ
[ˈflɪkn̩], [ˈflɪkŋ̍]
همهٔ صورت‌ها
  • geflicktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • flickendمعلوم، participle، حال
  • geflicktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • flickمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • flickeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • flicktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • flickeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • flickeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • flickstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • flickestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • flicktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • flickeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • flicktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • flicketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • flickteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • flickteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • flicktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • flicktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • flickteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • flickteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • flicktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • flicktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • flicktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • flicktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • flicktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • flicktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها