فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بال بال زدن

تأییدنشده

flattern فعل

فعل

  • بال بال زدنبال بال زَدَن(Vogel)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • در اهتزاز بودندَر اِهتِزاز بودَن(Fahne)تأییدنشده
  • پرپر زدنپَرپَر زَدَن(Vogel)تأییدنشده
  • لرزیدنlarzidanلَرزیدَن[læɹ.ziː.d̪æn](shake or move with slight and tremulous motion)تأییدنشده

دستور زبانِ flattern

فعل

تلفظ
[ˈflatɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • geflattertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • flatterndمعلوم، participle، حال
  • geflattertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • flatterمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • flattereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • flattreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • flattertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • flatterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • flattereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • flattreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • flattereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • flattreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • flatterstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • flatterstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • flattertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • flattereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • flattreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • flattertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • flattertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • flatterteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • flatterteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • flattertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • flattertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • flatterteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • flatterteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • flattertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • flattertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • flattertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • flattertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • flattertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • flattertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

seine Hose flattert im Wind

شلوارش باد می خورد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها