فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سو سو زدن

تأییدنشده

flackern فعل

فعل

  • سو سو زدن(to burn or shine unsteadily)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • لپیدن(to burn or shine unsteadily)کهنتأییدنشده

دستور زبانِ flackern

فعل

تلفظ
[ˈflakɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • geflackertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • flackerndمعلوم، participle، حال
  • geflackertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • flackerمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • flackereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • flackreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • flackertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • flackerمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • flackereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • flackreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • flackereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • flackreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • flackerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • flackerstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • flackrestمعلوم، archaic، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • flackerestمعلوم، archaic، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • flackertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • flackereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • flackreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • flackrenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • flackerenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • flackertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • flackertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • flackretمعلوم، archaic، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • flackeretمعلوم، archaic، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • flackrenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • flackerenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • flackerteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • flackerteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • flackertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • flackertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • flackerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • flackerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • flackertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • flackertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • flackertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • flackertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • flackertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • flackertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها