رفتن به محتواسو سو زدن
تأییدنشده
flackern فعل
فعل
- سو سو زدن(to burn or shine unsteadily)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- لپیدن(to burn or shine unsteadily)کهنتأییدنشده
دستور زبانِ flackern
فعل
- تلفظ
- [ˈflakɐn]
همهٔ صورتها
- geflackertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- flackerndمعلوم، participle، حال
- geflackertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- flackerمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- flackereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- flackreمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- flackertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- flackerمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- flackereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- flackreمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- flackereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- flackreمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- flackerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- flackerstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- flackrestمعلوم، archaic، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- flackerestمعلوم، archaic، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- flackertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- flackereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- flackreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- flackrenمعلوم، archaic، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- flackerenمعلوم، archaic، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- flackertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- flackertمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- flackretمعلوم، archaic، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- flackeretمعلوم، archaic، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- flackrenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- flackerenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- flackerteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- flackerteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- flackertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- flackertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- flackerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- flackerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- flackertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- flackertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- flackertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- flackertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- flackertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- flackertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها