فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حذف کردن

تأییدنشده

flachfallen فعل

فعل

  • حذف کردنحَذف کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • لغو کردنlaġv kardanلَغو کَردَن[lǽɢv kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ flachfallen

فعل

تلفظ
[ˈflaxˌfalən]
همهٔ صورت‌ها
  • flachgefallenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • flachzufallenمعلوم، extended، مصدر
  • flachfallendمعلوم، participle، حال
  • flachgefallenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • fällt flachمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • falle flachمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • flachfälltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • flachfalleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fallen flachمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • fallen flachمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fiel flachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fiele flachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • flachfielمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • flachfieleمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fielen flachمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fielen flachمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • flachfielenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • flachfielenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

مثال‌ها

die Veranstaltung muss flachfallen

برنامه حذف می شود

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها