فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سوت زدن

تأییدنشده

flöten فعل

فعل

  • سوت زدنسوت زَدَن(to produce a whistling sound)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شپلیدنšepelidan, šapelidan(to produce a whistling sound)تأییدنشده

دستور زبانِ flöten

فعل

تلفظ
[ˈfløːtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geflötetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • flötenمعلوم، مصدر، حال
  • flötendمعلوم، participle، حال
  • geflötetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • flöteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • flötمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • flötetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • flöteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • flöteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • flötestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • flötestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • flötetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • flöteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • flötenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • flötenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • flötetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • flötetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • flötenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • flötenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • flöteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • flöteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • flötetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • flötetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • flöteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • flöteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • flötetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • flötetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • flötetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • flötetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • flötetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • flötetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها