فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ثابت

تأییدنشده

sâbet[sɒː.bét̪ʰ]

fix صفت

صفت

  • ثابتsâbetثابِت[sɒː.bét̪ʰ](not changing, not able to be changed, staying the same)(fixed)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تندtondتُند[t̪ʰon̪d̪̥]تأییدنشده
  • زودzud[zuːd̪̥]تأییدنشده
  • فیکس(not changing, not able to be changed, staying the same)تأییدنشده

دستور زبانِ fix

صفت

تلفظ
[fɪks]
همهٔ صورت‌ها
  • fixerصفت تفضیلی
  • am fixestenصفت عالی
  • fixerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fixeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fixesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fixeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • fixenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fixerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fixenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fixerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • fixemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fixerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fixemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fixenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • fixenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fixeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fixesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fixeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • fixeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fixeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fixeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fixenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • fixenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fixenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fixenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fixenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • fixenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fixenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fixenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fixenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • fixenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fixeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fixeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fixenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • fixerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • fixeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • fixesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • fixenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • fixenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fixenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fixenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • fixenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • fixenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fixenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fixenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • fixenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • fixenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fixeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fixesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • fixenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • fixererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • fixereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • fixeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • fixereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • fixerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • fixererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • fixerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • fixererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • fixeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • fixererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • fixeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • fixerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • fixerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • fixereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • fixeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • fixereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • fixereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • fixereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • fixereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • fixerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • fixerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • fixerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • fixerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • fixerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • fixerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • fixerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • fixerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • fixerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • fixerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • fixereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • fixereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • fixerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • fixererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • fixereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • fixeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • fixerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • fixerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • fixerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • fixerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • fixerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • fixerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • fixerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • fixerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • fixerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • fixerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • fixereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • fixeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • fixerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • fixesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fixesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fixestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fixesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • fixestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fixesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fixestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fixesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • fixestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fixesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fixestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fixestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • fixestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fixesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fixestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fixesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • fixesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fixesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fixesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fixestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fixestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fixestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fixestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fixestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fixestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fixestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fixestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fixestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fixestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fixesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fixesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fixestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fixesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • fixesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • fixestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • fixestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • fixestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fixestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fixestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • fixestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • fixestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fixestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fixestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • fixestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • fixestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fixesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fixestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • fixestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

ich bin fix und fertig

پیر شدم و از دست رفتم

Mach fix!

آن را سریع انجام بده.

ترجمهٔ غیرمستقیم

der macht mich fix und fertig

او دارد نفسم را می گیرد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: driini (de #8258019), cojiluc (fa #7963694), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها