فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گائیدن

gâ'idan[ɡ̥ɒː.jiː.d̪ǽn]

ficken فعل

فعل

  • گائیدنgâ'idan[ɡ̥ɒː.jiː.d̪ǽn](to have sexual intercourse—obscene or vulgar)(den Geschlechtsakt vollziehen, koitieren)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کردنkardanکَردَن[kʰʲæɹ.d̪ǽn](den Geschlechtsakt vollziehen, koitieren)تأییدنشده

دستور زبانِ ficken

فعل

تلفظ
[ˈfɪkn̩], [ˈfɪkŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geficktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • fickendمعلوم، participle، حال
  • geficktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • fickمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fickeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ficktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fickeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • fickeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fickstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fickestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ficktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • fickeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ficktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ficketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • fickteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • fickteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ficktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • ficktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fickteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fickteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ficktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • ficktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ficktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • ficktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ficktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • ficktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها