فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آتشین

âtašin[ʔɒː.t̪ʰæ.ʃiːn]

feurig صفت

صفت

  • آتشینâtašinآتَشین[ʔɒː.t̪ʰæ.ʃiːn](fiery)

دستور زبانِ feurig

صفت

تلفظ
[ˈfɔɪ̯ʁɪç], [ˈfɔɪ̯ʁɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • feurigerصفت تفضیلی
  • am feurigstenصفت عالی
  • feurigerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • feurigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • feurigesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • feurigeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • feurigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • feurigerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • feurigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • feurigerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • feurigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • feurigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • feurigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • feurigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • feurigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • feurigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • feurigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • feurigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • feurigeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • feurigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • feurigeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • feurigenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • feurigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • feurigenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • feurigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • feurigenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • feurigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • feurigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • feurigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • feurigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • feurigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • feurigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • feurigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • feurigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • feurigerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • feurigeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • feurigesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • feurigenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • feurigenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • feurigenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • feurigenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • feurigenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • feurigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • feurigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • feurigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • feurigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • feurigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • feurigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • feurigesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • feurigenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • feurigererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • feurigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • feurigeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • feurigereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • feurigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • feurigererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • feurigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • feurigererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • feurigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • feurigererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • feurigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • feurigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • feurigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • feurigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • feurigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • feurigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • feurigereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • feurigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • feurigereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • feurigerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • feurigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • feurigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • feurigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • feurigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • feurigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • feurigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • feurigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • feurigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • feurigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • feurigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • feurigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • feurigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • feurigererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • feurigereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • feurigeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • feurigerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • feurigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • feurigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • feurigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • feurigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • feurigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • feurigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • feurigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • feurigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • feurigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • feurigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • feurigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • feurigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • feurigsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • feurigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • feurigstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • feurigsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • feurigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • feurigsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • feurigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • feurigsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • feurigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • feurigsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • feurigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • feurigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • feurigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • feurigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • feurigstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • feurigsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • feurigsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • feurigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • feurigsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • feurigstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • feurigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • feurigstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • feurigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • feurigstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • feurigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • feurigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • feurigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • feurigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • feurigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • feurigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • feurigsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • feurigstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • feurigsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • feurigsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • feurigstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • feurigstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • feurigstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • feurigstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • feurigstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • feurigstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • feurigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • feurigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • feurigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • feurigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • feurigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • feurigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • feurigstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • feurigstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

mit dem Halten feuriger Reden

با ایراد نطقهای آتشین

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها