رفتن به محتوامسلم بودن
تأییدنشده
feststehen فعل
فعل
- مسلم بودنمُسَلَم بودَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ثابت بودنثابِت بودَنتأییدنشده
- محرز بودنمُحرِز بودَنتأییدنشده
دستور زبانِ feststehen
فعل
- تلفظ
- [ˈfɛstˌʃteːən]
همهٔ صورتها
- festgestandenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- festzustehenمعلوم، extended، مصدر
- feststehendمعلوم، participle، حال
- festgestandenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- steh festمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- stehe festمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- steht festمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- stehe festمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- stehe festمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- feststeheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- feststeheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- stehst festمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- stehest festمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- feststehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- feststehestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- steht festمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- stehe festمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- feststehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- feststeheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- stehen festمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- stehen festمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- steht festمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- stehet festمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- feststehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- feststehetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- stehen festمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- stehen festمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- stand festمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- stände festمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- stünde festمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- feststandمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- festständeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- feststündeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- standest festمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- standst festمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- ständest festمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- stündest festمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- feststandestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- feststandstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- festständestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- feststündestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- stand festمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- stände festمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- stünde festمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- feststandمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- festständeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- feststündeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- standen festمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- ständen festمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- stünden festمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- feststandenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- festständenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- feststündenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- standet festمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- ständet festمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- stündet festمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- feststandetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- festständetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- feststündetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- standen festمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- ständen festمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- stünden festمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- feststandenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- festständenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- feststündenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
مثالها
das Gebäude steht fest
ساختمان محکم بر پا است
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها