فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مسلم بودن

تأییدنشده

feststehen فعل

فعل

  • مسلم بودنمُسَلَم بودَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ثابت بودنثابِت بودَنتأییدنشده
  • محرز بودنمُحرِز بودَنتأییدنشده

دستور زبانِ feststehen

فعل

تلفظ
[ˈfɛstˌʃteːən]
همهٔ صورت‌ها
  • festgestandenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • festzustehenمعلوم، extended، مصدر
  • feststehendمعلوم، participle، حال
  • festgestandenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • steh festمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stehe festمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • steht festمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stehe festمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • stehe festمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • feststeheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • feststeheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • stehst festمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stehest festمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • feststehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • feststehestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • steht festمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • stehe festمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • feststehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • feststeheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • stehen festمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • stehen festمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • steht festمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stehet festمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • feststehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • feststehetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • stehen festمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • stehen festمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • stand festمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • stände festمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stünde festمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • feststandمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • festständeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • feststündeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • standest festمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • standst festمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • ständest festمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stündest festمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • feststandestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • feststandstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • festständestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • feststündestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • stand festمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • stände festمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • stünde festمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • feststandمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • festständeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • feststündeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • standen festمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • ständen festمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • stünden festمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • feststandenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • festständenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • feststündenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • standet festمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • ständet festمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • stündet festمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • feststandetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • festständetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • feststündetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • standen festمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • ständen festمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • stünden festمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • feststandenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • festständenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • feststündenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

مثال‌ها

das Gebäude steht fest

ساختمان محکم بر پا است

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها