فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ساختن

تأییدنشده

sâxtan[sɒːx.t̪ʰǽn]

fertigen فعل

فعل

  • ساختنsâxtanساختَن[sɒːx.t̪ʰǽn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آماده ساختنآماده ساختَنتأییدنشده
  • سوار کردنsavâr kardanسَوار کَردَن[sæ.vɒ́ːɹ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ fertigen

فعل

تلفظ
[ˈfɛʁtɪɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gefertigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • fertigendمعلوم، participle، حال
  • gefertigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • fertigمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fertigeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fertigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fertigeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • fertigeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fertigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fertigestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fertigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • fertigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fertigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fertigetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • fertigteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • fertigteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fertigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fertigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fertigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fertigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • fertigtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • fertigtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • fertigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fertigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • fertigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fertigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها