فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تمام

tamâm[t̪ʰæ.mɒ́ːm]

fertig
صفت تفضیلی:
fertiger
صفت عالی:
am fertigsten
صفت

مثال با fertig

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Die Arbeit ist beinahe fertig.

کار تقریبا تمام شد.

صفت

  • تمامtamâmتَمام[t̪ʰæ.mɒ́ːm]
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آمادهâmâde[ʔɒː.mɒː.d̪é](prepared for immediate action or use)تأییدنشده
  • تیارteyyâr[t̪ʰej.jɒ́ːɹ](prepared for immediate action or use)تأییدنشده
  • رو به راه(prepared for immediate action or use)تأییدنشده

دستور زبانِ fertig

صفت

تلفظ
[ˈfɛʁtɪç], [ˈfɛʁtɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • fertigصفت مطلق
  • fertigerصفت تفضیلی
  • am fertigstenصفت عالی
  • fertigerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fertigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fertigesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fertigeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • fertigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fertigerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fertigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fertigerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • fertigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fertigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fertigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fertigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • fertigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fertigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fertigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fertigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • fertigeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fertigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fertigeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fertigenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • fertigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fertigenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fertigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fertigenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • fertigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fertigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fertigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fertigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • fertigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fertigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fertigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fertigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • fertigerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • fertigeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • fertigesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • fertigenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • fertigenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fertigenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fertigenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • fertigenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • fertigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fertigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fertigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • fertigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • fertigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fertigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fertigesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • fertigenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • fertigererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • fertigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • fertigeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • fertigereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • fertigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • fertigererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • fertigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • fertigererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • fertigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • fertigererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • fertigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • fertigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • fertigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • fertigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • fertigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • fertigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • fertigereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • fertigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • fertigereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • fertigerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • fertigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • fertigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • fertigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • fertigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • fertigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • fertigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • fertigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • fertigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • fertigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • fertigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • fertigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • fertigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • fertigererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • fertigereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • fertigeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • fertigerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • fertigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • fertigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • fertigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • fertigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • fertigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • fertigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • fertigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • fertigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • fertigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • fertigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • fertigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • fertigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • fertigsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fertigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fertigstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fertigsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • fertigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fertigsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fertigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fertigsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • fertigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fertigsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fertigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fertigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • fertigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fertigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fertigstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fertigsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • fertigsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fertigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fertigsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fertigstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fertigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fertigstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fertigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fertigstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fertigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fertigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fertigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fertigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fertigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fertigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fertigsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fertigstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fertigsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • fertigsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • fertigstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • fertigstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • fertigstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fertigstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fertigstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • fertigstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • fertigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fertigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fertigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • fertigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • fertigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fertigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fertigstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • fertigstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲mit der Aufgabe fertig sein

از عهدهٔ کار در آمدن

تأییدنشده

۳Das Essen ist fertig.

غذا حاضر است.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۴sie werden schon damit fertig

از پس خودشان بر می آیند

تأییدنشده

۵ich bin fertig

با حرفم تمام شدم

تأییدنشده

۶Ist jeder fertig?

آیا همه آماده‌اند؟

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۷bist du fertig im Bad

در حمام تمام شدی

تأییدنشده

۸mit der Aufgabe fast fertig sein

تکلیف قریب الاختتام است

تأییدنشده

۹das Fleisch braten, bis es fertig ist

گوشت را سرخ کردن و بگذارید جا بیفتد

تأییدنشده

۱۰ist das Essen fertig

غذا مذا حاضر است

تأییدنشده

۱۱ich bin fertig

من حاضرم

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #1275303), cojiluc (fa #6924637), Tatoeba
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: Tamy (de #1806434), AsliAbbasi (fa #1624246), Tatoeba
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: bonny37 (de #4732324), cojiluc (fa #7963706), Tatoeba
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: farhang von ckh
  11. ۱۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها