رفتن به محتوابه شکست انجامیدن
تأییدنشده
fehlschlagen فعل
فعل
- به شکست انجامیدن(nicht den gewünschten Erfolg bringen)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تیر به خطا رقتن(nicht den gewünschten Erfolg bringen)تأییدنشده
- به هدف نزدنبه هَدَف نَزَدَنتأییدنشده
- قاصر آمدنقاصِر آمَدَنتأییدنشده
- موفق نشدنمُوَفَق نَشُدَنتأییدنشده
- کامیاب نشدنکامیاب نَشُدَنتأییدنشده
دستور زبانِ fehlschlagen
فعل
- تلفظ
- [ˈfeːlˌʃlaːɡn̩]
همهٔ صورتها
- fehlgeschlagenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- fehlschlagenمعلوم، مصدر، حال
- fehlzuschlagenمعلوم، extended، مصدر
- fehlschlagendمعلوم، participle، حال
- fehlgeschlagenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- schlägt fehlمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- schlage fehlمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- fehlschlägtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- fehlschlageمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- schlagen fehlمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- schlagen fehlمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- fehlschlagenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- fehlschlagenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- schlug fehlمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- schlüge fehlمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- fehlschlugمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- fehlschlügeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- schlugen fehlمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- schlügen fehlمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- fehlschlugenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- fehlschlügenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
منابع و ارجاعها