فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به شکست انجامیدن

تأییدنشده

fehlschlagen فعل

فعل

  • به شکست انجامیدن(nicht den gewünschten Erfolg bringen)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تیر به خطا رقتن(nicht den gewünschten Erfolg bringen)تأییدنشده
  • به هدف نزدنبه هَدَف نَزَدَنتأییدنشده
  • قاصر آمدنقاصِر آمَدَنتأییدنشده
  • موفق نشدنمُوَفَق نَشُدَنتأییدنشده
  • کامیاب نشدنکامیاب نَشُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ fehlschlagen

فعل

تلفظ
[ˈfeːlˌʃlaːɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • fehlgeschlagenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • fehlschlagenمعلوم، مصدر، حال
  • fehlzuschlagenمعلوم، extended، مصدر
  • fehlschlagendمعلوم، participle، حال
  • fehlgeschlagenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schlägt fehlمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schlage fehlمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fehlschlägtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fehlschlageمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schlagen fehlمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • schlagen fehlمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fehlschlagenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fehlschlagenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schlug fehlمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schlüge fehlمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • fehlschlugمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fehlschlügeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schlugen fehlمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schlügen fehlمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • fehlschlugenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fehlschlügenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها