فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جارو کردن

fegen فعل

فعل

  • جارو کردنجارو کَردَن(to clean using a broom or brush)
  • روبیدنروبیدَن(to clean using a broom or brush)
  • رفتنraftan, roftanرَفتَن[ɹæf.t̪ʰǽn][ɹof.t̪ʰǽn](to clean using a broom or brush)(sweep)germany
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • رفت و روب کردنرُفت و روب کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ fegen

فعل

تلفظ
[ˈfeːɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gefegtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • fegendمعلوم، participle، حال
  • gefegtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • fegمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fegeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fegtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fegeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • fegeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fegstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fegestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fegtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • fegeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fegtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fegetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • fegteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • fegteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fegtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fegtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fegteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fegteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • fegtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • fegtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • fegtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fegtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • fegtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fegtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

der Wind fegt das Laub von den Bäumen

باد برگهای درختان را می ریزاند

منابع و ارجاع‌ها