فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دورنگاریدن

تأییدنشده

faxen فعل

فعل

  • دورنگاریدن(send document)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فکس کردن(send document)تأییدنشده

دستور زبانِ faxen

فعل

تلفظ
[ˈfaksn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gefaxtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • faxendمعلوم، participle، حال
  • gefaxtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • faxمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • faxeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • faxtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • faxeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • faxeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • faxtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • faxestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • faxtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • faxeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • faxtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • faxetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • faxteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • faxteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • faxtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • faxtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • faxteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • faxteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • faxtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • faxtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • faxtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • faxtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • faxtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • faxtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها