فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فیف کردن

تأییدنشده

fauchen فعل

فعل

  • فیف کردنفیف کَردَن(Katze)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فین زدنفین زَدَن(Katze)تأییدنشده

دستور زبانِ fauchen

فعل

تلفظ
[ˈfaʊ̯xn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gefauchtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • fauchendمعلوم، participle، حال
  • gefauchtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • fauchمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • faucheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fauchtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • faucheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • faucheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fauchstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fauchestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fauchtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • faucheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fauchtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fauchetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • fauchteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • fauchteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fauchtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fauchtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fauchteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fauchteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • fauchtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • fauchtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • fauchtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fauchtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • fauchtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fauchtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها