رفتن به محتوافیف کردن
تأییدنشده
fauchen فعل
فعل
- فیف کردنفیف کَردَن(Katze)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- فین زدنفین زَدَن(Katze)تأییدنشده
دستور زبانِ fauchen
فعل
- تلفظ
- [ˈfaʊ̯xn̩]
همهٔ صورتها
- gefauchtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- fauchendمعلوم، participle، حال
- gefauchtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- fauchمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- faucheمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- fauchtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- faucheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- faucheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- fauchstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- fauchestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- fauchtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- faucheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- fauchtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- fauchetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- fauchteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- fauchteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- fauchtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- fauchtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- fauchteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- fauchteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- fauchtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- fauchtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- fauchtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- fauchtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- fauchtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- fauchtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها