فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مسحور

تأییدنشده

fasziniert نوع واژه نامشخص

نوع واژه نامشخص

  • مسحورمَسحورتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سحرزدهسِحرزدهتأییدنشده
  • محسرمُحَسَرتأییدنشده
  • مفتون شدهمَفتون شُدهتأییدنشده
  • محظوظ شدهمَحظوظ شُدهتأییدنشده

دستور زبانِ fasziniert

نوع واژه نامشخص

مثال‌ها

Mathematik fasziniert mich.

ریاضیات مرا مجذوب می‌کند.

angezogen werden, fasziniert werden

مجذوب شدن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: list (de #5898371), cojiluc (fa #7743709), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها