روزه گرفتن
ruze gereftan[ɹuː.zé ɡʲe.ɹef.t̪ʰæn]
fasten فعل
فعل
- روزه گرفتنruze gereftanروزه گِرِفتَن[ɹuː.zé ɡʲe.ɹef.t̪ʰæn](to abstain from food)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- صایم بودنصایِم بودَنتأییدنشده
- صوم گرفتنصوم گِرِفتَنتأییدنشده
دستور زبانِ fasten
فعل
- تلفظ
- [ˈfastn̩]
همهٔ صورتها
- gefastetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- fastendمعلوم، participle، حال
- gefastetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- fasteمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- fastمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- fastetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- fasteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- fasteمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- fastestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- fastestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- fastetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- fasteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- fastetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- fastetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- fasteteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- fasteteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- fastetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- fastetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- fasteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- fasteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- fastetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- fastetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- fastetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- fastetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- fastetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- fastetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
Ich fastete.
من روزه داشتم.
Fasten aus freiem Willen
روزه گرفتن به طیب خاطر
منابع و ارجاعها
- ۱: Esperantostern (de #2201450), cojiluc (fa #10736939), tatoeba.org
- ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها