فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

روزه گرفتن

ruze gereftan[ɹuː.zé ɡʲe.ɹef.t̪ʰæn]

fasten فعل

فعل

  • روزه گرفتنruze gereftanروزه گِرِفتَن[ɹuː.zé ɡʲe.ɹef.t̪ʰæn](to abstain from food)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • صایم بودنصایِم بودَنتأییدنشده
  • صوم گرفتنصوم گِرِفتَنتأییدنشده

دستور زبانِ fasten

فعل

تلفظ
[ˈfastn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gefastetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • fastendمعلوم، participle، حال
  • gefastetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • fasteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fastمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fastetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fasteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • fasteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fastestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fastestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fastetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • fasteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fastetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fastetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • fasteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • fasteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fastetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fastetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fasteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fasteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • fastetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • fastetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • fastetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fastetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • fastetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fastetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Ich fastete.

من روزه داشتم.

Fasten aus freiem Willen

روزه گرفتن به طیب خاطر

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2201450), cojiluc (fa #10736939), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها