تقریبا
taġriban[t̪ʰæʁ.ɹiː.bæn]
قید
- تقریبا
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- قریب
دستور زبانِ fast
قید
- تلفظ
- [fast]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Fast alle Studenten genießen ihr Studentenleben.
تقریبا همهٔ دانشجویان از زندگی دانشجویی خود لذت میبرند.
Der Bus war fast vollständig leer.
اتوبوس تقریبا کاملا خالی بود.
Die Nachbarin starb fast vor Neid.
همسایه تقریبا از حسادت مرد.
Das Stadtviertel existiert noch, die Straßen sind fast dieselben.
محله هنوز وجود دارد، خیابانها تقریبا دست نخوردهاند.
Elektroautos machen fast kein Geräusch.
خودروهای برقی تقریبا هیچ صدایی تولید نمیکنند.
Die Wege, auf denen man Geld gewinnen kann, führen fast ausnahmslos abwärts.
راههایی که با آنها میتوان پول در آورد، تقریبا بدون استثناء به پستی هدایت میشوند.
Politiker geben fast nie Fehler zu.
سیاستمداران تقریبا هرگز به اشتباه خود اقرار نمیکنند.
Du hättest es fast erraten.
تو تقریبا آن را حدس زدی.
Das Stadtviertel existiert noch, die Straßen sind fast dieselben.
برزن هنوز وجود دارد، خیابانها تقریبا دست نخوردهاند.
Fast alles ist leichter begonnen als beendet.
تقریبا همه چیز آسانتر آغاز میشود تا پایان یابد.