فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قابل فهم

تأییدنشده

qâbel-e-fahm[ɢɒːbeleˈfæːhm]

fassbar صفت

صفت

  • قابل فهمqâbel-e-fahmقابِلِ فَهم[ɢɒːbeleˈfæːhm]تأییدنشده

دستور زبانِ fassbar

صفت

تلفظ
[ˈfasbaːɐ̯]
همهٔ صورت‌ها
  • fassbarerصفت تفضیلی
  • am fassbarstenصفت عالی
  • fassbarerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fassbareمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fassbaresخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fassbareحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • fassbarenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fassbarerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fassbarenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fassbarerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • fassbaremحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fassbarerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fassbaremحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fassbarenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • fassbarenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fassbareحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fassbaresحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fassbareحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • fassbareمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fassbareمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fassbareخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fassbarenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • fassbarenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fassbarenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fassbarenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fassbarenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • fassbarenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fassbarenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fassbarenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fassbarenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • fassbarenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fassbareحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fassbareحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fassbarenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • fassbarerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • fassbareمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • fassbaresصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • fassbarenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • fassbarenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fassbarenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fassbarenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • fassbarenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • fassbarenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fassbarenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fassbarenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • fassbarenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • fassbarenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fassbareحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fassbaresحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • fassbarenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • fassbarererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • fassbarereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • fassbareresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • fassbarereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • fassbarerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • fassbarererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • fassbarerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • fassbarererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • fassbareremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • fassbarererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • fassbareremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • fassbarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • fassbarerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • fassbarereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • fassbareresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • fassbarereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • fassbarereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • fassbarereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • fassbarereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • fassbarerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • fassbarerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • fassbarerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • fassbarerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • fassbarerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • fassbarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • fassbarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • fassbarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • fassbarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • fassbarerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • fassbarereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • fassbarereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • fassbarerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • fassbarererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • fassbarereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • fassbareresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • fassbarerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • fassbarerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • fassbarerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • fassbarerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • fassbarerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • fassbarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • fassbarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • fassbarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • fassbarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • fassbarerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • fassbarereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • fassbareresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • fassbarerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • fassbarsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fassbarsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fassbarstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fassbarsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • fassbarstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fassbarsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fassbarstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fassbarsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • fassbarstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fassbarsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fassbarstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fassbarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • fassbarstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fassbarsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fassbarstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fassbarsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • fassbarsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fassbarsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fassbarsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fassbarstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fassbarstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fassbarstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fassbarstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fassbarstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fassbarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fassbarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fassbarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fassbarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fassbarstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fassbarsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fassbarsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fassbarstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fassbarsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • fassbarsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • fassbarstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • fassbarstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • fassbarstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fassbarstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fassbarstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • fassbarstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • fassbarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fassbarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fassbarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • fassbarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • fassbarstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fassbarsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fassbarstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • fassbarstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها