فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لاف و گزاف گفتن

تأییدنشده

faseln فعل

فعل

  • لاف و گزاف گفتنلاف و گَزاف گُفتَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • هذیان گفتنهَذیان گُفتَنتأییدنشده

دستور زبانِ faseln

فعل

تلفظ
[ˈfaːzl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • gefaseltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • faselndمعلوم، participle، حال
  • gefaseltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • fasleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • faselمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • faseleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • faseltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fasleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • faselمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • faseleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • faseleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fasleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • faselstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • faselstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • faslestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • faseltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • faseleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fasleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • faseltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • faseltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • fasletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • faselteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • faselteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • faseltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • faseltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • faselteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • faselteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • faseltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • faseltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • faseltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • faseltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • faseltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • faseltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • faselestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • faseletمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها