فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کوررنگ

تأییدنشده

kur-rang[kʰuːɹ.ɹǽŋɡʲ̥]

farbenblind صفت

صفت

  • کوررنگkur-rang[kʰuːɹ.ɹǽŋɡʲ̥](unable to distinguish between two or more primary colors)تأییدنشده

دستور زبانِ farbenblind

صفت

تلفظ
[ˈfaʁbn̩ˌblɪnt]
همهٔ صورت‌ها
  • farbenblinderمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • farbenblindeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • farbenblindesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • farbenblindeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • farbenblindenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • farbenblinderمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • farbenblindenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • farbenblinderحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • farbenblindemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • farbenblinderحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • farbenblindemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • farbenblindenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • farbenblindenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • farbenblindeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • farbenblindesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • farbenblindeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • farbenblindeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • farbenblindeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • farbenblindeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • farbenblindenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • farbenblindenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • farbenblindenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • farbenblindenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • farbenblindenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • farbenblindenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • farbenblindenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • farbenblindenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • farbenblindenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • farbenblindenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • farbenblindeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • farbenblindeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • farbenblindenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • farbenblinderمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • farbenblindeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • farbenblindesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • farbenblindenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • farbenblindenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • farbenblindenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • farbenblindenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • farbenblindenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • farbenblindenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • farbenblindenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • farbenblindenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • farbenblindenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • farbenblindenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • farbenblindeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • farbenblindesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • farbenblindenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
منابع و ارجاع‌ها