فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

طرفدار غیرتمند

تأییدنشده

fanatischer Anhänger
عبارت

مثال با fanatischer Anhänger

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱er ist ein fanatischer Anhänger der Partei

او یکی از طرفداران پر و پا قرص حزب است

تأییدنشده

عبارت

  • طرفدار غیرتمندطَرَفدارِ غِیرَتمَندتأییدنشده

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱er ist ein fanatischer Anhänger der Partei

او یکی از طرفداران پر و پا قرص حزب است

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها