فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به چیزی تا دادن

تأییدنشده

falzen فعل

فعل

  • به چیزی تا دادنبه چیزی تا دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ falzen

فعل

تلفظ
[ˈfalt͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gefalztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • falzendمعلوم، participle، حال
  • gefalztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • falzمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • falzeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • falztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • falzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • falzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • falztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • falzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • falztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • falzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • falztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • falzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • falzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • falzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • falztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • falztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • falzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • falzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • falztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • falztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • falztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • falztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • falztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • falztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها