فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

منصف

تأییدنشده

monsef[mon.séf]

fair صفت

صفت

  • منصفmonsefمُنصِف[mon.séf]تأییدنشده

دستور زبانِ fair

صفت

تلفظ
[fɛːɐ̯]
همهٔ صورت‌ها
  • fairerصفت تفضیلی
  • am fairstenصفت عالی
  • fairerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • faireمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fairesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • faireحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • fairenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fairerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fairenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fairerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • fairemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fairerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fairemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fairenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • fairenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • faireحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • fairesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • faireحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • faireمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • faireمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • faireخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fairenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • fairenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fairenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fairenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fairenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • fairenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fairenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fairenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fairenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • fairenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • faireحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • faireحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • fairenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • fairerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • faireمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • fairesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • fairenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • fairenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fairenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fairenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • fairenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • fairenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fairenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fairenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • fairenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • fairenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • faireحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • fairesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • fairenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • fairerererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • fairerereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • fairereresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • fairerereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • fairererenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • fairerererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • fairererenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • fairerererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • fairereremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • fairerererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • fairereremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • fairererenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • fairererenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • fairerereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • fairereresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • fairerereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • fairerereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • fairerereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • fairerereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • fairererenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • fairererenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • fairererenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • fairererenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • fairererenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • fairererenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • fairererenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • fairererenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • fairererenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • fairererenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • fairerereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • fairerereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • fairererenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • fairerererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • fairerereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • fairereresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • fairererenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • fairererenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • fairererenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • fairererenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • fairererenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • fairererenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • fairererenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • fairererenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • fairererenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • fairererenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • fairerereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • fairereresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • fairererenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • fairsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fairsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fairstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fairsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • fairstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fairsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fairstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fairsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • fairstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fairsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fairstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fairstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • fairstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fairsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fairstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • fairsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • fairsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fairsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fairsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fairstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fairstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fairstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fairstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fairstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fairstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fairstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fairstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fairstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fairstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fairsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fairsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fairstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • fairsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • fairsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • fairstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • fairstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • fairstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fairstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fairstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • fairstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • fairstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fairstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fairstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • fairstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • fairstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fairsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • fairstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • fairstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • fairereحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد
  • fairereحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد
  • fairereحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • fairereمؤنث، حالت نهادی، مفرد
  • fairereحالت نهادی، جمع
  • faireremحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد
  • faireremحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد
  • fairerenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد
  • fairerenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • fairerenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • fairerenحالت اضافی، مذکر، مفرد
  • fairerenحالت اضافی، خنثی، مفرد
  • fairererحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد
  • fairererمؤنث، حالت اضافی، مفرد
  • fairererحالت اضافی، جمع
  • fairererمذکر، حالت نهادی، مفرد
  • faireresحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد
  • faireresخنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

Danke, mein Freund. Du bist fair und gerecht.

ممنون دوست من. تو عادل و درست هستی.

Das Leben ist nicht fair.

زندگی عادلانه نیست.

Man sollte immer fair bleiben.

همیشه باید عادل ماند.

das ist nicht fair

این انصاف نیست

das scheint ihm nicht fair

این در نظرش خوش آیند نیست

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: pitti42 (de #10548033), cojiluc (fa #10729567), tatoeba.org
  2. ۲: riotlake (de #1509546), cojiluc (fa #8183341), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #3583775), cojiluc (fa #10729562), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
منابع و مجوزها