فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ساختن

تأییدنشده

sâxtan[sɒːx.t̪ʰǽn]

fabrizieren فعل

فعل

  • ساختنsâxtanساختَن[sɒːx.t̪ʰǽn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تولید کردنتولید کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ fabrizieren

فعل

تلفظ
[fabʁiˈt͡siːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • fabriziertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • fabrizierenمعلوم، مصدر، حال
  • fabrizierendمعلوم، participle، حال
  • fabriziertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • fabrizierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fabriziereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fabriziertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fabriziereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • fabriziereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fabrizierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fabrizierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fabriziertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • fabriziereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fabrizierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • fabrizierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • fabriziertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fabrizieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • fabrizierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • fabrizierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fabrizierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • fabrizierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fabriziertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fabriziertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fabrizierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fabrizierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • fabriziertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • fabriziertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • fabriziertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fabriziertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • fabriziertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fabriziertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها