فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ترسیدن

تأییدنشده

tarsidan[t̪ʰæɹ.siː.d̪æn]

fürchten فعل

فعل

  • ترسیدنtarsidanتَرسیدَن[t̪ʰæɹ.siː.d̪æn](feel fear about (something))تأییدنشده

دستور زبانِ fürchten

فعل

تلفظ
[ˈfʏʁçtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gefürchtetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • fürchtenمعلوم، مصدر، حال
  • fürchtendمعلوم، participle، حال
  • gefürchtetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • fürchteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fürchtمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fürchtetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fürchteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • fürchteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fürchtestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fürchtestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fürchtetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • fürchteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fürchtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • fürchtenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • fürchtetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fürchtetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • fürchtenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • fürchtenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fürchteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • fürchteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fürchtetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fürchtetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fürchteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fürchteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • fürchtetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • fürchtetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • fürchtetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fürchtetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • fürchtetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fürchtetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wer von einer Wespe gestochen wurde, fürchtet sich vor der Motte.

کسی که از زنبور گزیده شده است، از پروانه می‌ترسد.

Nichts ist mehr zu fürchten als ein Dummer.

هیچ چیز به اندازهٔ یک احمق ترسناک نیست.

Du wirst aufhören zu fürchten, wenn du aufhörst zu hoffen.

وقتی امید داشتن را کنار بگذاری، ترسیدن را کنار خواهی گذاشت.

Wenn die Wurzeln fest sind, muss man den Wind nicht fürchten.

کسی که ریشه‌های استوار دارد، نباید از باد بترسد.

Wer wilde Tiere fürchtet, der gehe nicht in den Wald.

کسی که از دد بیم دارد به جنگل نمی‌رود.

Er fürchtet den Tod.

او از مرگ می‌ترسد.

Wer Honig mag, fürchtet eine Biene nicht.

کسی که عسل دوست دارد، از زنبور نمی‌ترسد.

Fürchte dich weniger, hoffe mehr, iss weniger, kaue mehr, jammere weniger, atme mehr, rede weniger, liebe mehr und alle guten Dinge werden dein sein.

کمتر بترس، بیشتر امید داشته باش، کمتر بخور، بیشتر بجو، کمتر نگران باش، بیشتر نفس بکش، کمتر صحبت کن، بیشتر دوست داشته باش و همه چیز برای تو خواهد بود.

Wer die Wahrheit nicht fürchtet, braucht auch die Lüge nicht zu fürchten.

کسی که از حقیقت نمی‌ترسد، نباید از دروغ هم بترسد.

Den Tod fürchten die am wenigsten, deren Leben am meisten Wert hat.

آنهایی از مرگ کمتر هراس دارند که زندگی‌شان بیشتر ارزش دارد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5013120), cojiluc (fa #7479111), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #10255461), cojiluc (fa #10793150), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #2864188), cojiluc (fa #8139519), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #5229098), cojiluc (fa #8139520), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #1912819), cojiluc (fa #8264466), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1579315), cojiluc (fa #9948980), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #4066712), cojiluc (fa #8119055), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #5210020), Pedraam (fa #7951626), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #2289463), cojiluc (fa #10778373), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #2503483), cojiluc (fa #12133460), tatoeba.org
منابع و مجوزها