برای
barâ-ye[bæ.ɹɒ́ː.je]
für
۱Schade für dich!
افسوس برای تو!
حرف اضافه
- برای
دستور زبانِ für
حرف اضافه
- تلفظ
- [fyːɐ̯]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Gibt es ein anderes Wort für „Synonym“?
آیا کلمهٔ دیگری برای «مترادف» وجود دارد؟
۳Er hat das für Geld gemacht.
او این را برای پول انجام داد.
۴Wir sammeln Spenden für das Waisenhaus.
ما برای یتیمخانه کمک جمع میکنیم.
۵Nur für Erwachsene.
فقط برای بزرگسالان.
۶Es ist für meinen persönlichen Gebrauch.
این برای استفاده شخصیام است.
۷Wasser ist für uns unabdingbar.
آب برای ما حیاتی است.
۸Niemand stimmte für den Haushalt.
هیچکس برای بودجه رای نداد.
۹Geduld ist ein Pflaster für alle Wunden.
صبر یک مرحم برای همهٔ زخمهاست.
۱۰Es ist nicht wichtig für mich.
برای من مهم نیست.
۱۱Die Arbeiter streiken für höhere Löhne.
کارگران برای دستمزد بالاتر اعتصاب میکنند.