فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بهتر دیدن

تأییدنشده

für richtig erachten
عبارت

عبارت

  • بهتر دیدنبِهتَر دیدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مصلحت دانستنمَصلَحَت دانِستَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها