فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

احساس کردن

تأییدنشده

ehsâs kardan[ʔeɦ.sɒ́ːs kʰʲæɹ.d̪ǽn]

fühlen فعل

فعل

  • احساس کردنehsâs kardanاِحساس کَردَن[ʔeɦ.sɒ́ːs kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • لمس کردنlams kardanلَمس کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ fühlen

فعل

تلفظ
[ˈfyːlən]
همهٔ صورت‌ها
  • gefühltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • fühlenمعلوم، مصدر، حال
  • fühlendمعلوم، participle، حال
  • gefühltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • fühlمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fühleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fühltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fühleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • fühleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fühlstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fühlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fühltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • fühleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fühlenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • fühlenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • fühltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fühletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • fühlenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • fühlenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fühlteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • fühlteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fühltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fühltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fühlteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fühlteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • fühltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • fühltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • fühltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fühltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • fühltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fühltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ich fühle keine Übelkeit.

من حالت تهوع ندارم.

Wer nicht hören will, muss fühlen.

تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو و خر

Wenn man nichts tut, fühlt man sich für alles verantwortlich.

اگر آدم هیچ کاری انجام ندهد،‌خود را برای همه چیز مسئول می‌داند.

Ich fühle mich in deiner Nähe unwohl.

من در نزدیک تو ناراحت هستم.

Vielleicht muss man die Liebe gefühlt haben, um die Freundschaft richtig zu erkennen.

شاید باید عشق را حس کرد، تا دوستی را به طور صحیحی شناخت.

Ich scheine alles zu haben, aber im Inneren fühle ich eine Leere.

در ظاهر همه چیز دارم، اما در باطن حس پوچی دارم.

Gute Musik hört man nicht, man fühlt sie.

موسیقی خوب را آدم نمی‌شنود بلکه آن را حس می‌کند.

Das Leben ist eine Tragödie für die, die fühlen, und eine Komödie für die, die denken.

زندگی یک تراژدیست برای آنان که احساس می‌کنند و یک کمدیست برای آنان که فکر می‌کنند.

Ich fühle mich verwundbar.

من احساس آسیب پذیری دارم.

Jeder sieht, was du scheinst. Nur wenige fühlen, wie du bist.

همه آنچه به نظر می‌رسی را می‌بیند. فقط معدودی آنچه هستی را حس می‌کنند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #4354348), cojiluc (fa #7453589), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #1017000), reto (fa #3651671), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #2812131), cojiluc (fa #12729533), tatoeba.org
  4. ۴: quicksanddiver (de #7060119), cojiluc (fa #9965720), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #2410449), cojiluc (fa #13120308), tatoeba.org
  6. ۶: al_ex_an_der (de #4920336), cojiluc (fa #10812656), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #10609075), cojiluc (fa #12721367), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #2403843), cojiluc (fa #10738245), tatoeba.org
  9. ۹: GaryGaryGary (de #9994622), cojiluc (fa #11178951), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #2302085), cojiluc (fa #7666813), tatoeba.org
منابع و مجوزها