فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از راه آزمایش یافتن

تأییدنشده

experimentell ermitteln عبارت

عبارت

  • از راه آزمایش یافتناز راهِ آزمایِش یافتَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • با آزمایش تحقیق کردنبا آزمایِش تَحقیق کَردَنتأییدنشده
  • عملا پیدا کردنعَمَلاً پِیدا کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ experimentell ermitteln

عبارت

منابع و ارجاع‌ها