فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ترابار کردن

تأییدنشده

expedieren فعل

فعل

  • ترابار کردن(etwas absenden, befördern)تأییدنشده

دستور زبانِ expedieren

فعل

تلفظ
[ɛkspeˈdiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • expediertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • expedierendمعلوم، participle، حال
  • expediertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • expedierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • expediereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • expediertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • expediereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • expediereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • expedierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • expedierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • expediertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • expediereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • expediertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • expedieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • expedierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • expedierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • expediertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • expediertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • expedierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • expedierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • expediertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • expediertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • expediertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • expediertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • expediertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • expediertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها