چیزی
čizê[t͡ʃʰiː.ziː]
۱Du verbirgst etwas.
تو چیزی را پنهان میکنی.
ضمیر
- چیزی
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- کمی
- قدری
قید
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- مقداری
- تا حدی
- کمی
دستور زبان etwas
ضمیر
- خوانش
- [ˈɛtvas]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
۲Ich brauche ein Lineal und einen Zirkel, etwas Zeit und Ruhe.
من به یک خط کش و یک پرگار و کمی زمان و آرامش نیاز دارم.
۳Kunst ist, aus Nichts etwas zu machen und es zu verkaufen.
از هیچ چیزی ساختن و آن را فروختن هنر است.
۴Jeder will etwas sein, keiner möchte etwas werden.
هر کسی میخواهد چیزی باشد، هیچکس نمیخواهد چیزی بشود.
۵Die Jugend wäre eine noch viel schönere Zeit, wenn sie etwas später im Leben käme.
جوانی زمان هنوز بسیار زیباتری میبود اگر کمی دیرتر در زندگی میآمد.
۶In der Tiefe der Schönheit liegt etwas Unmenschliches.
در ژرفای زیبایی چیزی غیر بشری قرار دارد.
۷Ich würde mir das gerne etwas länger überlegen.
من دوست داشتم کمی بیشتر فکر کنم.
۸Es ist besser, für etwas zu kämpfen, als gegen etwas.
بهتر است برای چیزی جنگید، تا ضد چیزی.
۹Jeder hat etwas zu verbergen.
هر کسی چیزی برای پنهان کردن دارد.
۱۰Er vergisst dauernd etwas.
او همیشه چیزی را فراموش میکند.
۱۱Wer traut sich, etwas dagegen zu sagen?
چه کسی جرأت میکند، بر خلاف آن چیزی بگوید؟