فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سر و سامان گرفتن

تأییدنشده

etwas gründen
عبارت

عبارت

  • سر و سامان گرفتنسَر و سامان گِرِفتَن(z.B. Familie)تأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها