چیزی
čizê[t͡ʃʰiː.ziː]
۱Du verbirgst etwas.
تو چیزی را پنهان میکنی.
ضمیر
- چیزی
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- کمی
- قدری
قید
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- مقداری
- تا حدی
- کمی
دستور زبان etwas
ضمیر
- خوانش
- [ˈɛtvas]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
۲Sag Bescheid, wenn ihr etwas braucht!
اگر چیزی لازم داری خبر بده.
۳Ich wage nicht, etwas zu versprechen.
من جرأت نمیکنم چیزی قول دهم.
۴Ich sehe so etwas zum ersten Mal.
اولین باره همچین چیزی میبینم.
۵Die Menschen, die nie etwas fragen, sind die besten Tröster.
آدمهایی که هرگز چیزی درخواست نمیکنند بهترین تسلی دهندگان هستند.
۶Er ist etwas langsam, aber sonst ist er ein guter Schüler.
او کمی کند است، وگرنه شاگرد خوبی است.
۷das braucht etwas Zeit
یک کمی وقت می برد
۸Ich werde etwas Salz in die Suppe tun.
من کمی نمک در سوپ خواهم ریخت.
۹da vergeht etwas Zeit
یک کمی وقت می برد
۱۰Kannst du für mich etwas Safran kaufen?
می شود برایم مقداری زعفران بخری؟
۱۱Meine Mutter kostete die Suppe und salzte sie noch etwas mehr.
مادرم سوپ را چشید و بعد کمی نمک به آن اضافه کرد.