فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به چیزی خوردن

تأییدنشده

an etwas grenzen
عبارت

عبارت

  • به چیزی خوردنبه چیزی خوردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مجاور چیزی بودنمُجاوِرِ چیزی بودَنتأییدنشده
  • هم مرز چیزی بودنهَم مَرزِ چیزیِ بودَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها