چیزی
čizê[t͡ʃʰiː.ziː]
۱Du verbirgst etwas.
تو چیزی را پنهان میکنی.
ضمیر
- چیزی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- کمی
- قدری
قید
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مقداری
- تا حدی
- کمی
دستور زبانِ etwas
ضمیر
- تلفظ
- [ˈɛtvas]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Möchtest du sonst noch etwas?
آیا چیز دیگری میخواهی؟
۳Geld ist nichts. Aber viel Geld, das ist etwas anderes.
پول چیزی نیست. اما پول زیاد یک چیز دیگر است.
۴Ich möchte etwas überprüfen.
من باید چیزی را بیازمایم.
۵Die beste Regierung ist die, von der kein Mensch etwas merkt.
بهترین دولت آن است که هیچ آدمی از آن چیزی جلب توجهاش نمیشود.
۶Eine fliegende Krähe findet immer etwas.
کلاغی که پرواز میکند همیشه چیزی پیدا میکند.
۷Ist es etwas Dringendes?
آیا چیز اضطراری است؟
۸Ich esse etwas Käse.
من مقداری پنیر میخورم.
۹Willst du zum Programm etwas beitragen?
آیا میخواهی چیزی در برنامه سهیم شوی؟
۱۰Eine gute Ehe ist, wenn „Sie“ etwas blind ist und „Er“ etwas taub.
یک ازدواج خوب هنگامی است که خانم کمی کور است و آقا کمی کر.
۱۱Ich weiß, dass Sie etwas verbergen.
من میدانم که شما چیزی را پنهان میکنید.