فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جفت کردن

تأییدنشده

etwas zusammensetzen
عبارت

عبارت

  • جفت کردنجُفت کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چیزی را همگذاری کردنچیزی را هَمگُذاری کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها