فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

معین کردن

تأییدنشده

etwas feststellen
عبارت

عبارت

  • معین کردنمُعَیِن کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چیزی را سراغ داشتنچیزی را سُراغ داشتَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها