فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چیزی را حک کردن

تأییدنشده

etwas einritzen
عبارت

عبارت

  • چیزی را حک کردنچیزی را حَک کَردَن(z.B. mit Fingernagel)تأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها